حسن سيد اشرفى

396

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

مبالغه از حريم نزاع خارج بوده و تنها اسم فاعل و صفت مشبّه را داخل در حريم نزاع مىدانستند . مصنّف در اين امر در جواب فاضل تونى همان‌طور كه قبلا در امر اوّل نيز در جواب صاحب فصول فرمودند كه همهء مشتقّات ، داخل در حريم نزاع مىباشند « 1 » اينجا نيز مىفرمايند ؛ تمامى مشتقّات ، داخل در حريم نزاع بوده و اختلاف مشتقّات در مبادى و نحوهء ارادهء مبدأ در مشتقّات ، موجب خروج بعضى از مشتقات نبوده بلكه همهء آنها در حريم نزاع داخل مىباشند . 362 - چرا فاضل تونى مشتقّاتى را كه از مبدأ اشتقاق آنها حرفه و صنعت و قوه و ملكه اراده شود ، داخل در حريم نزاع ندانسته و تنها مشتقّاتى را كه از مبدأ اشتقاق آنها ، امر فعلى و حدثى اراده شده باشد را داخل در حريم نزاع مىداند ؟ ( بيان اشكال از خارج ) ج : فاضل تونى مىفرمايد : وقتى از مبدأ اشتقاق ، حرفه و صنعت اراده شود مثل بقّال و خيّاط كه از بقل و خياطت اراده شده و يا قوّه و ملكه اراده شود مثل مجتهد ، شاعر و مفتاح كه از اجتهاد ، شعر و فتح اراده شده است ، در اين موارد شكّى نيست كه مشتقّ ، وضع براى اعمّ مىباشد چرا كه مىبينيم به مجتهد و شاعر كه خواب بوده و مشغول شعر گفتن و استنباط نبوده و به بقّال و خيّاط كه به حرفه و صنعتشان مشغول نيستند باز هم اطلاق خيّاط ، بقّال ، شاعر و مجتهد مىشود و در مفتاح نيز وقتى كه از آهن كليدى درست مىشود هرچند با او درى را باز نكنند باز اطلاق مفتاح مىشود . پس مىبينيم هم در موقع تلبّس و هم در موقع انقضاء از تلبّس ، اطلاق مشتقّ بر اين ذوات مىشود . بنابراين ، وضع اين مشتقّات براى اعمّ از تلبّس به مبدأ و منقضى از مبدأ مىباشد . و تنها وقتى از مبدأ اشتقاق ، ارادهء امر فعلى و حدثى شود مثل ضارب ، آكل ، متكلّم و مانند آنكه از ضرب ، اكل

--> ( 1 ) - در امر اوّل از بحث مشتقّ .